حسن حسن زاده آملى
395
هزار و يك كلمه (فارسى)
« عد ، قل ، سر » و اشباه آنها ، برخى از حروف اصلى آنها بسبب إعلال حذف شده است ؛ و يا اگر بيش از چهار حرف باشد مثل استخرج و احرنجم حروف زياده بر اصلى اضافه شده است . فصل پنجم فعل ثلاثى مجرد را شش باب بود ، زيرا كه ماضى مجرد را سه صيغه است : مفتوح العين ، مكسور العين ، مضموم العين . و به شهادت استقراء در لسان عرب ، ماضى مفتوح العين را مضارع بر سه قسم بود : مفتوح العين ، مسكور العين ، مضموم العين چون منع يمنع و ضرب يضرب و نصر ينصر . و ماضى مكسور العين را مضارع بر دو قسم بود : مفتوح العين چون علم يعلم ، و مكسور العين چون حسب يحسب . و ماضى مضموم العين را مضارع نيز مضموم العين بود چون شرف يشرف . آن سه باب از اين شش باب را كه در حركت عين ماضى و مضارع اختلاف دارند سه باب اصول گويند ، و آن سه باب ديگر را كه اتفاق در حركت عين ماضى و مضارع دارند سه باب فروع . آن سه باب را بدين نظر اصول گفتهاند كه چون به تفاوت و تغاير صيغهها معانى آنها متفاوت و متغاير مىشوند ، اصل اين است كه حركات نيز متفاوت و متغاير باشند . تبصره 1 : چه بسيار كه ماده واحد به چند باب از ابواب ششگانه ياد شده درآيد و به اختلاف باب اختلاف معنى و اختلاف هيئت مصدرى نيز حاصل شود ؛ مثلا مادّه « ط ه ر » چون به باب نصر ينصر ، يا شرف يشرف درآيد به معنى پاكيزه شدن باشد و لازم بود ، و مصدر آن « طهر ، و طهور ، و طهارة » آيد ؛ و همين مادّه چون به باب « منع يمنع » درآيد متعدّى باشد و به معنى دور كردن بود و مصدر آن « طهر » آيد ، چنان كه بر متتبّع در كتب لغت عرب پوشيده نيست .